دانلود برنامه های راه ابریشم

 






دعوتید به راه ابریشم....

کلیک بفرمایید

همایش پژوهش عناصر نمایشی در ادبیات فارسی - اسفند 92



بررسی عناصر نمایشی در حکایات بوستان و گلستان سعدی
بررسی عناصر نمایشی در حکایات کلیله و دمنه
بررسی عناصر نمایشی در تاریخ بیهقی
بررسی عناصر نمایشی در قصص عامیانه
بررسی عناصر نمایشی در مثنوی
بررسی اقتباس های نمایشی برگرفته از حکایات گلستان و بوستان سعدی ، کلیله و دمنه و قصص عامیانه 
محورهاي همايش
برگزار كنندگان: دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر
------------------------
تحت حمایت اطلاع رسانی وب سایت ایران کنفرانس
------------------------
مهلت ارسال چكيده مقالات: 20 دی 1392
مهلت ارسال متن كامل مقالات: 20 بهمن 1392 
تاريخ برگزاري همايش: 3 و 4 اسفند ماه 1392
سايت همايش: iaubushehr.ac.ir
تلفن تماس دبيرخانه: 09173232786
آدرس دبيرخانه: بوشهر - دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر
محل برگزاري: بوشهر
ایمیل: smmahmoodi56@yahoo.com

دستِ ناپیدا

 

می چرخد این تسبیح و دستی، هیچ پیدا نیست

پشت سر هم دانه ها یک ریز می آیند

یک دانه روشن، دیگری تاریک

ریز و درشت دانه ها، در رشته ای باریک

نه می توانی رشته را دیدن

نه دست را در کار گردیدن

می چرخد این تسبیح و عمر ما

پایان پذیرد

عاقبت

اما…

«اما» رها کن، جای «اما» نیست

می چرخد این تسبیح و دستی، هیچ، پیدا نیست

شعر از استاد محمد رضا شفیعی کدکنی

به انتخاب لیلا شهریاری

 

پ.ن: پیشنهاد می کنم تصنیفِ دستِ نا پیدا، کار مشترک علی قمصری و وحید تاج (آلبوم برف خوانی) را بشنوید.

نخستين كنفرانس معني‌شناسي و نحو زبان‌هاي ايراني - اردیبهشت 93

3

مشاهده همه همايش های n.ilkhanipour@ut.ac.ir
سطح برگزاريملي
محورهاي همايش-----------
مطالعۀ نظري و كاربردي زبان‌هاي ايراني با محوريّت

- معني‌شناسي
- نحو
- تعامل نحو و معني‌شناسي
- زبان‌شناسي رايانه‌اي (نحو و معني‌شناسي)
محورهاي همايش
برگزار كنندگان: دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران
مهلت ارسال چكيده مقالات: 30 آذر 1392
مهلت ارسال متن كامل مقالات:
تاريخ برگزاري همايش: 9 و 10 ارديبهشت 1393
سايت همايش: literature.ut.ac.ir


محل برگزاري: دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران
ایمیل: semtax.conf@ut.ac.ir
ادامه نوشته

از دم تکرار  



 

 

 


 

 

هنوز در سفرِ گمشدن دیاری هست
برای گوشه گرفتن کنار یاری هست

چو موجِ خسته اگر پای از رکاب کشی
به قدرِ یک دو سه پهلو زدن کناری هست

همه هوایی کوهم مرا چه می بندید
سزای صحبت دیوانگان دیاری هست

سیاه شد نفس خانه از دمِ تکرار
برای تازه شدن طرف جویباری هست

اگرچه روزنه ای نیست شب پُر از سقف است
پسِ نگاه ستاره امیدواری هست

به بویِ بستن ابریشمی به شاخه ی باد
به روستای ستاره مزارداری هست

به پیش چشم تو با خویش می توان گفتن
ملول کوچه ی آیینه ها غباری هست

چو شعر شیونیان شمع تیره روزانی
بسوز و شکوه مکن این چه روزگاری هست

 

 

 

شاعر: شيون فومني (مير احمد سيد فخري نژاد)
برگزیده به دست لیلا شهریاری

 


سومين همايش نقدادبي؛ ادبيات داستاني - اسفند 92


مشاهده همه همايش های fiction-criticism@ihcs.ac.ir

سطح برگزاري ملي


(همایش در سطح مقطع تحصيلي دكتري (اعضاي هيئت علمي- دانش آموختگان و دانشجويان دورة دکتری)برگزار می شود)

  محورهاي همايش :


رويكرد نشانه شناختي و روايت شناختي
رويكرد تطبيقي و تاريخي
رويكرد گفتماني و تحليل انتقادي گفتمان
رویکرد شكل گرا، ساختگرا و پسا ساختگرا
رویکرد اسطوره اي و آركي تايپي
رویکرد روانكاوانه
رویکرد جامعه شناسانه
رویکرد بوم گرایانه

بررسي رويكردهاي تازه در نقد ادبيات داستاني
آسيب شناسي نقد ادبيات داستاني (نقد نقد)
انتشار مقالات برتر در چهار مجلة علمي-پژوهشي (نقد ادبي- كهن نامة ادب پارسي- ادبيات معاصر پارسي- پژوهشهای داستانی)
محورهاي همايش
برگزار كنندگان: · پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي

· انجمن علمي نقد ادبي

· مركز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تربيت مدرس

· فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي

انجمن علمي ادبيات داستاني ايران
مهلت ارسال چكيده مقالات: 30 آبان 1392
مهلت ارسال متن كامل مقالات: 30 آبان 1392
تاريخ برگزاري همايش: 11 و 12 اسفند 1392
سايت همايش: fiction-criticism.ir
تلفن تماس دبيرخانه: 88053935 - 021
آدرس دبيرخانه: تهران- بزرگراه كردستان- خيابان ايرانشناسي- پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي - گروه زبان و ادبیات فارسی
محل برگزاري: تهران - پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي

همایش ترجمه وادبیات معاصر فارسی - آذر92

   
سطح برگزاري ملي
محورهاي همايش:


• تأثير ترجمه بر ادبيات پيش/پس از انقلاب اسلامي
• ترجمه و ادبيات انقلاب اسلامي
• ترجمه و ادبيات پايداري
• ترجمه و ادبیات دفاع مقدس
ترجمه و نظام ادبیات فارسی
• ترجمه و ادبیات کانونی در ایران
• ترجمه و ادبیات حاشیه‌ای در ایران
• رشد و ركود ترجمه ادبيات معاصر فارسي
• تأثير ترجمه بر شكل‌گيري ادبيات معاصر ايران
• نقش ترجمه در تحولات معاصر ادبی و زایش سبک‌ها و گونههای نوین ادبی
• تأثير ترجمة گونه‌هاي جديد ادبي بر شكل‌گيري انواع جديد ادبيات فارسي
• هنجارهای ترجمه ادبیات معاصر فارسی
ترجمه و ادبیات تطبیقی
• ترجمه و ادبیات تطبیقی معاصر
• تاثیر ترجمه آثار ادبی ملل دیگر بر زبان و ادبیات معاصر فارسی
• تاثیر ترجمه آثار ادبی معاصر فارسی بر زبان و ادبیات ملل دیگر
• هویت ایرانی در آینه ترجمه آثار ادبی معاصر فارسی به زبان‌های دیگر
• تاریخ ترجمه ادبیات معاصر فارسی به زبان‌های دیگر
• ترجمه مجدد آثار ادبی معاصر فارسی به زبانهای دیگر
سیاستگذاری ترجمه ادبیات معاصر فارسی
• سیاست‌گذاری و حمایت از ترجمه آثار ادبی معاصر فارسی به زبانهای دیگر
• معیارهای گزینش آثار ادبی معاصر فارسی برای ترجمه به زبان‌های دیگر
• آسیب شناسی ترجمه آثار ادبی معاصر فارسی به زبان‌های دیگر
• جایگاه ادبیات معاصر فارسی در برنامه تربیت مترجم
• ممیزی و ترجمه ادبیات معاصر فارسی به زبانهای دیگر
• ادبیات معاصر فارسی در بازارهای جهانی
ترجمه، فرهنگ و ادبیات فارسی
• قدرت، ایدئولوژی و گفتمان در ترجمه ادبیات معاصر فارسی
• جامعه‌شناسی ترجمه ادبیات معاصر فارسی
• ترجمه، ادبیات معاصر فارسی و التقاط فرهنگی
• ادبیات معاصر فارسی و جهانی‌شدن
• ترجمه و ادبیات مهاجرت
• خود و دیگری در ادبیات معاصر فارسی
• ترجمه و ورود عناصر زبانی/فرهنگی بیگانه به زبان و ادبیات معاصر فارسی
• ترجمه کاذب در ادبیات معاصر فارسی
ترجمه و مطالعات ادبی
• ترجمه و نقد ادبی
• تأثير ترجمه بر روند تكوين و تكون نقد و نظرية ادبي در ادبيات معاصر ايران
• تأثير ترجمه بر تكوين ژانر نمايشنامه معاصر، داستان كوتاه، رمان، فيلمنامه
• ترجمة ادبيات معاصر فارسي: نوآفريني يا بازآفريني
محورهاي همايش
برگزار كنندگان: پژوهشکده مطالعات ترجمه دانشگاه علامه طباطبائی
مهلت ارسال چكيده مقالات: 1 مهر 1392
مهلت ارسال متن كامل مقالات: 15 آبان 1392
تاريخ برگزاري همايش: 26 و 27 آذر 1392
سايت همايش: www.translationstudies.ir
تلفن تماس دبيرخانه: 02188683702
آدرس دبيرخانه: تهران، سعادت آباد، خیابان علامه طباطبائی جنوبی، دانشکده زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی
محل برگزاري: تهران، سعادت آباد، خیابان علامه طباطبائی جنوبی، دانشکده زبانهای خارجی،
ایمیل: conference.icts@gmail.com

دود، فقط نام‌های مختلفی دارد




رنگ سرخ
می‌تواند بنشیند بر درخت انار
لب‌های تو
یا 
پیراهنِ پاره‌پاره‌ی یک سرباز

هیچ اتفاقی نمی‌افتد
ما 
عادت داریم

ندیده‌ای؟!
همان انگشت که ماه را نشان می‌داد
ماشه را کشید

ندیده‌ای؟!

که از تمام آدم‌برفی‌ها 
تنها 
لکه‌ای آب مانده بر زمین

دود، فقط نام‌های مختلفی دارد
وگرنه سیگار من و خانه‌های خرمشهر
هر دو به آسمان رفتند


غروب را قدم زده‌ام
صبح زود را گذاشته‌ام برای مردن 
و باد 
که فکر می‌کردیم 
تنها از دوسویمان می‌گذرد
عقربه را تکان داد و 
ما پیر شدیم

باد، 
رفتن بود

زندگی،
رفتن بود

آمدن،    
رفتن بود

انسان و ابر 

در هزار شکل می‌گذرند


شاعر: گروس عبدالملکیان
انتخاب: ل.شهریاری

جستاری در علل نفوذ ادبیات عامه پسند و عواقب خطرناک آن


در این مقاله چه می گذرد:

داستان عامه پسند چیست؟
از موج فزاینده ی نئولمپنیسم چه خبر؟
ادبیات جدی و آمار خوانندگان ایرانی آن
و سیرِ تفکرِ ما
 




نویسنده: فتح الله بی نیاز
متن مقاله در ادامه مطلب

ادامه نوشته

کتاب‌های ممنوعه ی ادبیات فارسی



استادمان در دانشگاه انواع ادبی درس می‌داد، همه مباحث را که به پایان رساند، خندید و گفت: البته غافل نشوید از این که ادبیات فارسی یک موضوع جالب دیگر هم دارد که چندان به آن پرداخته نشده است.

بعد هم ادامه داد: ادبیات فحش موضوع جالبی است که جا دارد تحقیقاتی روی آن انجام شود. بعد هم به نظرات صادق هدایت درباره فحش رجوع و جملاتی را از او نقل کرد.

صادق هدایت گفته است: «فحش، یکی از اصول ایجاد تعادل در آدمیزاد است. اگر فحش نباشد آدم دق می کند! از تعداد و نوع فحش در هر زبانی می شود از اوضاع مردمی که در یک ناحیه زندگی می کنند، سر درآورد و رابطه بین آنها را کشف کرد. زبان فارسی اگر هیچ نداشته باشد فحش آبدار زیاد دارد. ما که بر سر این ثروت عظیم نشسته ایم چرا ولخرجی نکنیم؟!»

در برخی کتب جامعه شناسی از جمله تاریخ اجتماعی ایران هم​ فحش پاسخ به یک نیاز روانی دانسته شده که در جوامع استبداد زده به شکل بسیار پررنگ تری بروز و ظهور پیدا می کند. طبعا جامعه ایران هم در گذشته و در فضای اغلب رعب آور سیاسی کشور به فحش پناه برده بوده و از آن در شکلی استفاده می کرده که می توان آن را نوعی نفرین غیرمحترمانه یا بی ادبانه دانست. شاید هم بتوان آن را یک جور نفرین پوپولیستی یا آمیخته به لمپنیزم هم نامید.

وقتی ما ادبیات را بازتاب یک جامعه می دانیم، می توان این بعد از جامعه را هم در آنها بررسی کرد و دید مردم در دعواها و جنگ ها و هر شرایط دیگر چه برخوردی با یکدیگر داشته اند. خلاصه آن که در ادبیات همه کشورهای دنیا آثاری وجود دارد که آمیخته به فحش و کلمات زشت باشد یا هزل و هجوهایی باشد که فحش ها در آن نقش اساسی را ایفا کنند.

از طرف دیگر در همه کشورها گونه ای دیگر به نام ادبیات تعلیمی بر این تعداد آثار می چربد و نقشی به مراتب پررنگ تر از حضور فحش در آثار ادبی دارد. در کشور ما هم این موضوع صدق می کند، اما نکته جالب این که بسیاری از شاعران و نویسندگانی که در ادبیات تعلیمی آثار ارزشمندی دارند، در عرصه هزل نگاری ها و هجوکردن دشمنان و رقبایشان هم ید طولایی دارند و توان شاعری شان را در این عرصه نیز به کار گرفته اند.

البته با مقوله طنز آشنا هستیم و می دانیم​ نباید آن را با هزل و هجو اشتباه بگیریم. هزل و هجو تفاوت هایی با هم دارند، ادبا می گویند هجو بیان عیب و زشتی کسی به منظور تخریب شخصیت اوست که مخاطب شاعر یا نویسنده قرار گرفته است. زبان هجو اغلب تند و قبیح و نمونه های برجسته آن را در اشعار سوزنی سمرقندی (قرن ششم)، انوری، یغمای جندقی (قرن سیزدهم) و قاآنی شیرازی می توان دید.

هزل هم لطیفه های رکیکی است که صرفا جنبه التذاذی و سرگرم کنندگی دارد. البته گاهی تفکیک طنز و هزل از هم بسیار دشوار است؛ اما در هر حال، به تقریب می توان گفت: زبان طنز اغلب متین و عفیف است؛ مثل طنز های فردوسی، عطار، حافظ و دهخدا. ایرج میرزا و عبید زاکانی اما استثنای این ماجرا هستند و زبانشان در نوشته هایشان از هجو پر است. سنایی و مولوی هم گاه از این موارد استفاده کرده اند، اما این دو شاعر عارف برای مقاصد عرفانی هزل های رکیک استفاده کرده و در پایان حکایاتشان از آنها نتایج اخلاقی و عرفانی گرفته اند.

زبان هزل، بیشتر مستهجن و تحریک کننده است و در همه جا نمی توان آن را بازگو کرد. مثل هزل های انوری، سعدی و قاآنی در کتاب پریشان به تقلید از گلستان نوشته شده است. سوزنی سمرقندی هم از جمله هزل نویسان معروف ادبیات فارسی است که شهرتش را بیش از هر چیز مدیون دیوان هزلیاتش است. هزل در شعر شاعران معاصر بسیار کمرنگ شده است. می توان در شعر و نثر معاصر در کلام کسانی همچون فروغ فرخزاد، نصرت رحمانی و صادق هدایت و صادق چوبک رگه هایی از هزل و رکیک سرایی را دید، اما اغلب معاصران حرمت کلام را نگه می دارند. و اما این که این کتاب ها، اغلب کتاب های ممنوعه ادبیات فارسی هستند. کتاب های هزل و هجو یا همان کتاب هایی که ادبیات فحش را در خود جای داده اند، منتشر نمی شوند.

زینب مرتضایی فرد / گروه فرهنگ و هنر روزنامه جام جم

نیازهای نقد ادبی امروز




یکی از بزرگ‌ترین موانع شکل‌گیریِ جریان هویتمندِ نقد ادبی در کشور ما، کمبود منابع علمی درباره‌ی نظریه‌های ادبی و رویکردهای نقادانه است. گرایش به بررسی نقادانه‌ی آثار ادبی (خواه آثار کهن و خواه آثار امروزین)، در  دهه‌ی ۱۳۸۰، هم در میان پژوهشگران دانشگاهیِ ما بیشتر شد و هم در میان علاقه‌مندان و خوانندگانِ جدیِ ادبیات در خارج از دانشگاه. گواه این مدعا، انبوه جلساتی است که هر هفته در خصوص کتاب‌های تازه‌انتشاریافته در حوزه‌ی ادبیات توسط انجمن‌ها و محافل و نهادهای ادبی برگزار می‌شوند. اکنون چند سال است که دانشجویان بسیاری از دانشگاه‌ها (حتی در رشته‌های غیر علوم انسانی) اقدام به تشکیل انجمن‌هایی کرده‌اند که در جلسات‌شان اساساً به همین موضوع (نقد آثار ادبی) پرداخته می‌شود. این تحولی درخور اعتناست، زیرا در گذشته دانشگاه از رویدادها و تحولاتِ ادبی به دور بود و این‌طور به نظر می‌رسید که کار دانشگاهیان منحصر به این است که در مدح فلان شاعر کلاسیک و بی‌نظیر بودن فلان اثر ادبیِ متعلق به چندین قرن پیش سخن بگویند و از پژوهش در خصوص درونمایه‌ها و ویژگی‌های آن آثار غفلت بورزند. تشکیل جلسات این انجمن‌ها، برای دانشجویان جدی، به انگیزه‌ای برای فراگیری شیوه‌ها و رهیافت‌های نقد ادبی تبدیل شده است. پرسشی که این دانشجویان نوعاً می‌کوشند پاسخی برایش بیابند این است: مطالعه‌ی نظام‌مند ادبیات، مطالعه‌ای که با کاوش درباره‌ی چندوچونِ معناسازی در متون ادبی سروکار دارد، به چه صورت انجام می‌شود؟ طرح این پرسش خودبه‌خود سویه‌ای جستجوگر و انتقادی به ذهنیت این دانشجویان داده است و لذا باید تشکیل این انجمن‌های دانشجویی را رویدادی فرخنده محسوب کرد.

ادامه نوشته

" راه ابریشم " برنامه ای رادیویی


برنامه ی رادیویی " راه ابریشم "  از رادیو دانش 



با اجرای: محمّدعلی رضایی    

تهیّه کننده: سیّد سعید حسن تاش


 

 

سفر و سفرنامه نویسی

همراه با ناصرخسرو قبادیانی

گشت و گذاری در شهرها و روستاهای قرن پنجم(هزار سال پیش)

در دل درّه ها و هامون ها، بر سینه ی دشت ها و ریگزار ها،

بر روی آب ها و پهنه ی دریاها...

در این سفر با ما و ناصرخسرو همراه شوید.

هر جمعه - شب   ساعت:  ۱۰  تا  ۳۰/۱۰

از : رادیو دانش شهر کرج

بر روی امواج :  ۳/۹۱  و   ۵/۹۱  و   ۲/۱۰۶  و   ۶/۱۰۷   اف ام

و بر روی گیرنده های دیجیتال یا " ست باکس " در سراسر کشور... 

سربلندیم به افتخار همراهی تان... .                                    

                                    

محمّدعلی رضایی

بازشناسی کهن‎الگوها و عناصر نمادين در داستان بيژن و منيژه



داستان بيژن و منيژه، همچون ديگر داستانهای شاهنامه، از جمله آثاری است که به دليل ساختار و درونمايه نمادينش اين قابليت را دارد که با نگرشی کهن‏الگويی مورد نقد و تحليل قرار گيرد. بنابر اين نگرش، اين داستان را ميتوان شرح به فرديت رسيدن قهرمان بيژننام آن دانست که با دريافت فراخوان، داوطلبانه پای در مسير فرديت و رشد روانی مينهد. او در چرخه کمال خود که از ايران‏زمين آغاز و به آن ختم مي‏شود، پس از رويارويی با نيروهای اهريمنی سايه (گرازهای وحشی)، با نيرنگ پير دانای اهريمنی قصه (گرگين) با آنيمای روان ناخودآگاهی خود که در پايينترين سطح زيستی و غريزي‏اش قرار دارد، ديدار ميکند و وارد مخمصهای دشوار ميشود. بيژن که از سرزمين خير آمده است، در سرزمين شر، زندانی چاهی ميشود که نماينده زهدان مادری است. او سرانجام به دستياری رستم از اين مخمصه رهايی مي‏يابد و با بازگشت به ايران‏زمين، نقطه پايان دايره کمال خود را به آغاز آن پيوند ميدهد. داستان با ازدواج نمادين بيژن با منيژه که اکنون از جنبههای زيستی و غريزی صرف فراتر رفته و وجهه مثبت خود را آشکار کرده است، پايان مي‏يابد. اين داستان نمادين از يکسو شرح به فرديت رسيدن بيژن است؛ امّا از سوی ديگر از آنجا که بنابر رويکرد تحليلی يونگ، تمامی عناصر و شخصيتهای يک روايت نمادين، اجزا و پارههای روانی يک شخصيت واحد هستند، بيژن را بايد بخشی از نيروهای خودآگاه کيخسرو دانست که در رأس هرم تحليلی مذکور قرار دارد و نماينده بُعد فعليتيافته کهنالگوی خود است که با من خودآگاهی (ايرانيان) به اتحاد و يگانگی رسيده و در قلّه اين ساحت از روان روايت قرار گرفته است. با اين تأويل ميتوان گفت که فرديت موجود در قصّه بيژن و منيژه در اصل برای کيخسرو اتفاق ميافتد؛ زيرا بيژن بخشی از روان کيخسرو است و فرديت او فرديت کيخسرو محسوب ميشود.


نويسندگانطيبه جعفری ، زينب چوقادی

دانلود 

مشاهده آنلاین

پیوند مرجع:دو فصلنامه فنون ادبی،دانشگاه اصفهان

آيا روياپردازان و اهل ادبيات بايد آموزگاران تعليم واقعيت شوند؟


نامه‌ای كنار جسد




طرح: Ares




هيچ نويسنده‌ی آمريكاي لاتيني‌اي نيست كه از نيرويي كه او را به سوي تعهد اجتماعي مي‌كشاند بي‌خبر باشد. برخي از نويسندگان اين نقش را پذيرا مي‌شوند، چرا كه آن فشار بيروني با احساسات و اعتقادات شخصيشان همخواني دارد. اينها بي‌گمان، آدم‌هاي خوشبختي هستند. همسويي انتخاب شخصي نويسنده با تصوري كه اجتماع از كار او دارد به رمان‌نويس يا نمايشنامه‌نويس امكان مي‌دهد آزادانه و فارغ از عذاب وجدان بنويسد و خلق كند و خيالش راحت باشد كه معاصرانش او را تاييد و حمايت مي‌كنند. اما بسيارند نويسندگاني كه به راستي ميلي به در افتادن با مشكلات ندارند. اينها نويسندگان بد اقبالي هستند. اين نويسندگان اگر به نداي وجدان خود گوش بسپارند و اثري فارغ از تعهد خلق كنند، خيلي كه بخت يارشان باشد، بي‌مسؤوليت و خودخواه قلمداد مي‌شوند و اگر اقبالشان ياري نكند جامعه آنها را شريك و همدست همه‌ی مصائب و مشكلات، از بي‌سوادي و فقر گرفته تا استثمار و بي‌عدالتي و تعصب و هزار بلاي ديگر معرفي مي‌كند. اين نويسندگان اگر به فشارهاي جامعه تن بدهند و درباره مسائل و مشكلات بنويسند، به احتمال زياد نويسندگاني ناموفق از آب درمي‌آيند و چون از وجدان و احساس خودشان پيروي نكرده‌اند هنرمنداني سرخورده و وامانده خواهند شد.

ادامه نوشته

به دانش زنان کی نمایند راه؟


زن و ضرب‌المثل‌های جنسیتی

دکتر ﻣﺤﺴﻦ ﻣﻌﺼﻮﻣﻲ و دکتر ویدا رحیمی نژاد از دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج



خواندن آنلاین
دانلود از دانشگاه سنندج
دانلود از scribd

در این مقاله چه می گذرد؟


ضرب المثل  برخواسته از چیست و چگونه ساخته می شود

جامعه شناسی ضرب المثل های جنسیتی

کاربرد امروزی این گونه ضرب المثل ها


 برگزیده:لیلا شهریاری


غریب است سرگردانی در مه!






غریب است سرگردانی در مه!

آنجا که تنهاست هرسنگ و بوته‌ای،
و هیچ درختی درخت دیگر را نمی‌بیند
همه تنهایند

پر از دوست بود دنیا برایم،
آنوقت که زندگی‌ام نور بود
اینک که مه فرو می‌افتد
دیگر کسی قابل روئیت نیست

راستی که هیچکس عاقل نمی‌شود،
مگر اینکه تاریکی را بشناسد،
که خاموش و گریز ناپذیر،
از همه جدا می‌کند او را

غریب است در مه سرگردان شدن!
زندگی تنها بودن است
هیچ کس چیز دیگری نمی‌شناسد
همه تنهایند.
شاعر: هرمان هسه
ترجمه: فرشته وزیری نسب
برگزیده: فاطمه جمالی
منبع: ره پو





پی نوشت: هرمان هسه؛ نویسنده و نقاش آلمانی تبار؛ در قرن بیستم به عنوان پر خواننده ترین نویسنده ی اروپایی شناخته شد.

این رمان نویس توانا؛ در کتابهای خود، مبارزه ی روح و زندگی را ترسیم میکند و با نگرشی هنرمندانه در پی برقراری ارتباط بین این دو پدیده تلاش کرده و قلم فرسوده است.
هسه در دوم ژوئیه سال 1877 میلادی؛ متولد و در نهم اوت 1967 میلادی در "تسین" سوئیس در گذشت.

دومین همایش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور- آبان 92

 

 
محورهاي همايش


• سبک شناسی و نقد ادبی
• تاریخ ادبیات ایران و تاریخ ادبی خراسان شمالی ( آثار ، مشاهیر )
• کتاب شناسی، متون پژوهشی و نسخه شناسی
• دستورزبان، زبان شناسی وگویش های رایج زبان فارسی وگویش های رایج درخراسان شمالی
• سبک زندگی ایرانی – اسلامی در آینه ی متون ادب فارسی
• ادبیات داستانی
• ادبیات کودک و نوجوان
• شیوه های آموزش زبان وادبیات فارسی در نظام آموزش باز و از راه دور
و دیگر موضوع های پیوسته به زبان و ادبیات فارسی

 

برگزار كنندگان: دانشگاه پیام نور خراسان شمالی مرکز بجنورد
مهلت ارسال چكيده مقالات:
مهلت ارسال متن كامل مقالات: 30 شهریور 1392
تاريخ برگزاري همايش: 11 و 12 آبان 1392

سايت همايش: ncpll1392.ir
تلفن تماس دبيرخانه: 2296726-0584
آدرس دبيرخانه: خراسان شمالی - دانشگاه پیام نور مرکز بجنورد
محل برگزاري: بجنورد
ایمیل: --

نخستین هم اندیشی تحلیل گفتمان حقوقی: زبان شناسی حقوقی آبان92

 

 
محورهاي همايش----------
1- تحليل‌گفتمان دادگاه خانواده، كيفري و...؛
2- زبان‌شناسي حقوقي و ترجمه؛
3-بومي‌سازي زبان‌شناسي حقوقي در ايران.
محورهاي همايش
برگزار كنندگان: انجمن زبان شناسی ایران
مهلت ارسال چكيده مقالات:
مهلت ارسال متن كامل مقالات: 11آبان1392
تاريخ برگزاري همايش: 26 دی 1392
سايت همايش: www.lsi.ir/News/news.asp?id=207
تلفن تماس دبيرخانه: 88212003
آدرس دبيرخانه: تهران - بزرگراه کردستان - خيابان شیخ بهایی جنوبی

خيابان ایران شناسی (64 غربی) - ساختمان بنیاد ایران‌شناسی - طبقه پنجم شرقی

تلفن و دورنگار : 88212003
محل برگزاري: تهران
ایمیل: hamayesh@lsi.ir

سومين همايش نقدادبي؛ ادبيات داستاني - اسفند 92

 

 

 

محورهاي همايش(همایش در سطح مقطع تحصيلي دكتري (اعضاي هيئت علمي- دانش آموختگان و دانشجويان دورة دکتری)برگزار می شود)-----------
نقد ادبیات داستاني

رويكرد نشانه شناختي و روايت شناختي
رويكرد تطبيقي و تاريخي
رويكرد گفتماني و تحليل انتقادي گفتمان
رویکرد شكل گرا، ساختگرا و پسا ساختگرا
رویکرد اسطوره اي و آركي تايپي
رویکرد روانكاوانه
رویکرد جامعه شناسانه
رویکرد بوم گرایانه

بررسي رويكردهاي تازه در نقد ادبيات داستاني
آسيب شناسي نقد ادبيات داستاني (نقد نقد)
انتشار مقالات برتر در چهار مجلة علمي-پژوهشي (نقد ادبي- كهن نامة ادب پارسي- ادبيات معاصر پارسي- پژوهشهای داستانی)

محورهاي همايش

برگزار كنندگان: · پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي

· انجمن علمي نقد ادبي

· مركز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تربيت مدرس

· فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي

انجمن علمي ادبيات داستاني ايران
مهلت ارسال چكيده مقالات: 30 آبان 1392
مهلت ارسال متن كامل مقالات: 30 آبان 1392
تاريخ برگزاري همايش: 11 و 12 اسفند 1392

سايت همايش: fiction-criticism.ir
تلفن تماس دبيرخانه: 88053935 - 021
آدرس دبيرخانه: تهران- بزرگراه كردستان- خيابان ايرانشناسي- پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي - گروه زبان و ادبیات فارسی
محل برگزاري: تهران - پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي
ایمیل: fiction-criticism@ihcs.ac.ir

نخستین هم‌اندیشی بررسی واژه‌بست‌ها در زبان‌های ایرانی

 

محورهاي همايش-------------
محورهای هم‌اندیشی:
1. نقش واژه‌بستها در نظام مطابقه و حالت در زبان‌های ایرانی
2. ویژگی‌های رده‌شناختی واژه‌بستها در زبان‌های ایرانی
3. ویژگی های صرفی-نحوی واژه‌بستها در زبان‌های ایرانی.

محورهاي همايش

برگزار كنندگان: انجمن زبانشناسی ایران
مهلت ارسال چكيده مقالات:
مهلت ارسال متن كامل مقالات: 13 مهر 1392
تاريخ برگزاري همايش: 28 آذر 1392

سايت همايش: www.lsi.ir/News/news.asp?id=211
تلفن تماس دبيرخانه: 021-88212003
آدرس دبيرخانه: تهران - بزرگراه کردستان - خيابان شیخ بهایی جنوبی

خيابان ایران شناسی (64 غربی) - ساختمان بنیاد ایران‌شناسی - طبقه پنجم شرقی
محل برگزاري: تهران
ایمیل: hamayesh@lsi.ir

 

ترجمه، ادبیات فارسی و انقلاب اسلامی

 

ترجمه، ادبیات فارسی و انقلاب اسلامی

محورهاي همايش-------------
ترجمه، ادبیات فارسی و انقلاب اسلامی
• تأثير ترجمه بر ادبيات پيش/پس از انقلاب اسلامي
• ترجمه و ادبيات انقلاب اسلامي
• ترجمه و ادبيات پايداري
• ترجمه و ادبیات دفاع مقدس
ترجمه و نظام ادبیات فارسی
• ترجمه و ادبیات کانونی در ایران
• ترجمه و ادبیات حاشیه‌ای در ایران
• رشد و ركود ترجمه ادبيات معاصر فارسي
• تأثير ترجمه بر شكل‌گيري ادبيات معاصر ايران
• نقش ترجمه در تحولات معاصر ادبی و زایش سبک‌ها و گونههای نوین ادبی
• تأثير ترجمة گونه‌هاي جديد ادبي بر شكل‌گيري انواع جديد ادبيات فارسي
• هنجارهای ترجمه ادبیات معاصر فارسی
ترجمه و ادبیات تطبیقی
• ترجمه و ادبیات تطبیقی معاصر
• تاثیر ترجمه آثار ادبی ملل دیگر بر زبان و ادبیات معاصر فارسی
• تاثیر ترجمه آثار ادبی معاصر فارسی بر زبان و ادبیات ملل دیگر
• هویت ایرانی در آینه ترجمه آثار ادبی معاصر فارسی به زبان‌های دیگر
• تاریخ ترجمه ادبیات معاصر فارسی به زبان‌های دیگر
• ترجمه مجدد آثار ادبی معاصر فارسی به زبانهای دیگر
سیاستگذاری ترجمه ادبیات معاصر فارسی
• سیاست‌گذاری و حمایت از ترجمه آثار ادبی معاصر فارسی به زبانهای دیگر
• معیارهای گزینش آثار ادبی معاصر فارسی برای ترجمه به زبان‌های دیگر
• آسیب شناسی ترجمه آثار ادبی معاصر فارسی به زبان‌های دیگر
• جایگاه ادبیات معاصر فارسی در برنامه تربیت مترجم
• ممیزی و ترجمه ادبیات معاصر فارسی به زبانهای دیگر
• ادبیات معاصر فارسی در بازارهای جهانی
ترجمه، فرهنگ و ادبیات فارسی
• قدرت، ایدئولوژی و گفتمان در ترجمه ادبیات معاصر فارسی
• جامعه‌شناسی ترجمه ادبیات معاصر فارسی
• ترجمه، ادبیات معاصر فارسی و التقاط فرهنگی
• ادبیات معاصر فارسی و جهانی‌شدن
• ترجمه و ادبیات مهاجرت
• خود و دیگری در ادبیات معاصر فارسی
• ترجمه و ورود عناصر زبانی/فرهنگی بیگانه به زبان و ادبیات معاصر فارسی
• ترجمه کاذب در ادبیات معاصر فارسی
ترجمه و مطالعات ادبی
• ترجمه و نقد ادبی
• تأثير ترجمه بر روند تكوين و تكون نقد و نظرية ادبي در ادبيات معاصر ايران
• تأثير ترجمه بر تكوين ژانر نمايشنامه معاصر، داستان كوتاه، رمان، فيلمنامه
• ترجمة ادبيات معاصر فارسي: نوآفريني يا بازآفريني

محورهاي همايش

برگزار كنندگان: پژوهشکده مطالعات ترجمه دانشگاه علامه طباطبائی
مهلت ارسال چكيده مقالات: 1 مهر 1392
مهلت ارسال متن كامل مقالات: 15 آبان 1392
تاريخ برگزاري همايش: 26 و 27 آذر 1392

سايت همايش: www.translationstudies.ir
تلفن تماس دبيرخانه: 02188683702
آدرس دبيرخانه: تهران، سعادت آباد، خیابان علامه طباطبائی جنوبی، دانشکده زبانهای خارجی، دانشگاه علامه طباطبائی
محل برگزاري: تهران، سعادت آباد، خیابان علامه طباطبائی جنوبی، دانشکده زبانهای خارجی،
ایمیل: conference.icts@gmail.com

 

 

 

کوتاه نویسی



درباره ی این کاریکاتور یک متن خیلی کوتاه بنویسید!

Angel Boligan-Mexico/Oct,04,2011


برگزیده به دست لیلا شهریاری

طرح:Angel Boligan- from Mexico 

پیوند مرجع:ایران کارتون


نشانه شناسی



1589161793.jpg

چکیده:نشانه شناسی مطالعه نشانه ها و نماد ها است . در علم نشانه شناسی مشخص می شود که نشانه ها از چه تشکیل شده­اند .نشانه امری عینی و ملموس است و جایگزین پدیده ای می شود که غایب است . پژوهش های نشانه شناختی مربوط به امروز نیست بلکه پیشینه آن به دوران باستان بر می گردد از جمله کسانی که پیش از آغاز نشانه‌شناسی به‌عنوان یک رشته علمی و یک حوزه مستقل اندیشه بشری، آرایی را مطرح کرده‌اند، می‌توان از افلاطون، ارسطو، فیلسوفان رواقی، قدیس آگوستین، و جان لاک نام برد. برای نخستین بار جان لاک اصطلاح «نشانه‌شناخت» را در سال ۱۶۹۰ در نوشتار خود با نام "رساله‌ای در زمینه قدرت درک انسان" (Essay Concerning Human Understanding)  به کار برد. اما، با وجودِ تاریخ غنی تفکرات نشانه‌شناختی، نشانه‌شناسی معاصر عمدتاً  بر اساس اندیشه‌های دو متفکر یعنی فردینان دوسوسور زبان‌شناس سوئیسی، و چارلز سندرس پیرس فیلسوف و منطقی امریکایی، استوار شده است.

 از جمله اهداف نشانه شناسی این است که می خواهد معانی زبان ها، رمزها و نشانه ها را دریابد . از طریق سیستم نشانه شناسی در می یابیم که چگونه یک امر ذهنی به امری عینی تبدیل می شود و بالعکس ، چگونه پدیدة عینی و مادی به پدیدة ذهنی تبدیل می شود . در واقع نشانه­ها امری عینی اند که دلالت بر امر ذهنی دارند .


ادامه نوشته

آیه های زمینی



https://encrypted-tbn2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcS434qjvyNG6ykUmnA08aBYNl4x6uJ1lRkA8nL_sMQNh574qAyr


آنگاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمین ها رفت
و سبزه ها به صحرا ها خشکیدند
و ماهیان به دریا ها خشکیدند
و خاک مردگانش را
زان پس به خود نپذیرفت
شب در تمام پنجره های پریده رنگ
مانند یک تصور مشکوک
پیوسته در تراکم و طغیان بود
و راهها ادامه ی خود را
در تیرگی رها کردند
دیگر کسی به عشق نیندیشید
دیگر کسی به فتح نیندیشید
و هیچ کس
دیگر به هیچ چیز نیندیشید
در غارهای تنهایی
بیهودگی به دنیا آمد
خون بوی بنگ و افیون می داد
زنهای باردار
نوزادهای بی سر زاییدند
و گاهواره ها از شرم
به گورها پناه آوردند
چه روزگار تلخ و سیاهی
نان نیروی شگفت رسالت را
مغلوب کرده بود
پبغمبران گرسنه و مفلوک
از وعده گاههای الهی گریختند
و بره های گمشده عیسی
دیگر صدای هی هی چوپانی را
در بهت دشتها نشنیدند
در دیدگان آینه ها گویی
حرکات و رنگها و تصاویر
وارونه منعکس می گشت
و بر فراز سر دلقکان پست
و چهره وقیح فواحش
یک هاله مقدس نورانی
مانند چتر مشتعلی می سوخت
مرداب های الکل
با آن بخار های گس مسموم
انبوه بی تحرک روشن فکران را
به ژرفنای خویش کشیدند
و موشهای موذی
اوراق زرنگار کتب را
در گنجه های کهنه جویدند
خورشید مرده بود
خورشید مرده بود و فردا
در ذهن کودکان
مفهوم گنگ گمشده ای داشت
آنها غرابت این لفظ کهنه را
در مشق های خود
با لکه درشت سیاهی
تصویر می نمودند
مردم
گروه ساقط مردم
دلمرده و تکیده و مبهوت
در زیر بار شوم جسد هاشان
از غربتی به غربت دیگر می رفتند
و میل دردناک جنایت
در دستهایشان متورم میشد
گاهی جرقه ای جرقه ناچیزی
این اجتماع ساکت بی جان را
یکباره از درون متلاشی می کرد
آنها به هم هجوم می آوردند
مردان گلوی یکدیگر را
با کارد میدریدند
و در میان بستری از خون
با دختران نابالغ
همخوابه میشدند
آنها غریق وحشت خود بودند
و حس ترسناک گنهکاری
ارواح کور و کودنشان را
مفلوج کرده بود
پیوسته در مراسم اعدام
وقتی طناب دار
چشمان پر تشنج محکومی را
از کاسه با فشار به بیرون می ریخت
آنها به خود فرو می رفتند
و از تصور شهوتناکی
اعصاب پیر و خسته شان تیر میکشید
اما همیشه در حواشی میدانها
این جانیان کوچک را می دیدی
که ایستاده اند
و خیره گشته اند
به ریزش مداوم فواره های آب
شاید هنوز هم
در پشت چشمهای له شده، در عمق انجماد
یک چیز نیم زنده مغشوش
بر جای مانده بود
که در تلاش بی رمقش می خواست
ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها
شاید، ولی چه خالی بی پایانی
خورشید مرده بود
و هیچ کس نمی دانست
که نام آن کبوتر غمگین
کز قلب ها گریخته ایمانست
آه ، ای صدای زندانی
ایا شکوه یأس تو هرگز
از هیچ سوی این شب منفور
نقبی به سوی نور نخواهد زد ؟
آه ای صدای زندانی
ای آخرین صدای صدا ها …

شاعر:  فروغ فرخزاد

زندگی نامه فروغ فرخزاد

دانلود شعر خوانی با صدای فروغ فرخزاد

با تشکر از دهلچی

چرا ادبیات؟



بارگاس یوسا، ماریو(1384)، چرا ادبیات، ترجمه ی عبدالله کوثری، تهران: لوح فکر.

خواندن آثار ادبی، داستان ها و اسطوره ها و هر چه که در زمره ی ادبیات می گنجد، در هر جامعه ای به غنای واژگان و کلمات زبان افراد آن جامعه و نیز به عمق اندیشه ها می انجامد. ادبیات، آن گونه که بسیاری می پندارند، نه موضوعی در حاشیه و دست چندم و بی اهمیت، که عاملی در رشد انسان ها و با حضوری پر رنگ در تمام دوره های تاریخی است. ادبیات بدون در نظر گیری موقعیت جغرافیایی و فرهنگی و شخصی به آدم ها این امکان را می دهد که بر فراز تاریخ حرکت کنند. از این رو می توان گفت مرزی برای ادبیات نمی توان در نظر گرفت. ادبیات با پیوند خوردن خیال و واقعیت، با توانایی گذر از ذهن تمامی انسان ها، با متاثر شدن از تاریخ هر دوره، جغرافیا، سیاست و احوالات شخصی نویسنده و خالق آن، تا بی نهایت می تواند امتداد یابد.

«چرا ادبیات؟»، پرسشی که بسیاری از بزرگان آثار ادبی جهان آن را پرسشی فاقد معنا و ابلهانه می دانند، پرسشی است که بارگاس یوسا در مقاله ای با همین عنوان به آن پاسخ می دهد؛ یوسا ادبیات و مطالعه ی آن را امری ضروری و لازم در زندگی فردی و اجتماعی هر انسانی می داند؛
«
آدمی که نمی خواند، یا کم می خواند یا فقط پرت و پلا می خواند، بی گمان اختلالی در بیان دارد. این آدم بسیار حرف می زند اما اندک می گوید، زیرا واژگانش برای بیان آنچه در دل دارد، بسنده نیست. اما مسئله تنها محدودیت کلامی نیست. محدودیت فکر و تخیل نیز در میان است. مسئله، مسئله ی فقر تفکر نیز هست، چرا که افکار و مفاهیم که ما به واسطه ی آن ها به رمز و راز وضعیت خود پی می بریم، جدا از کلمات وجود ندارند
بارگاس یوسا هم چنین، ادبیات را عامل موثری در سرنوشت ملت ها و انتقاد از تحولات تاریخی و داشتن ذهنی معترض برای دفاع از آزادی می داند و معتقد است برای جلوگیری از تضعیف آزادی، باید «بخوانیم».
«
ادبیات برای آنان که به آنچه دارند خرسندند، برای آنان که از زندگی بدان گونه که هست راضی هستند، چیزی ندارد که بگوید. ادبیات خوراک جان های ناخرسند و عاصی است، زبان رسای ناسازگازان و پناهگاه کسانی است که به آنچه دارند خرسند نیستند...»

کتاب «چرا ادبیات؟» در سه بخش با عناوین چرا ادبیات، فرهنگ آزادی و آمریکای لاتین: افسانه و واقعیت، کتاب کم حجم و خواندنی و ارزشمندی از ماریو بارگاس یوسا، نویسنده ی سرشناس پرویی است.
این کتاب علاوه بر بخش اول که به چرایی ادبیات و لزوم حضور آن می پردازد،شامل دو مقاله ی دیگری است که اولی به مبحث جهانی شدن می پردازد. در این مقاله یوسا، جهانی شدن را نه به گفته ی بسیاری از روشنفکران و فرهنگ شناسان امری مخرب فرهنگ بومی و ارزش های داخلی یک جامعه، که آن را عاملی برای آزادی، رشد و به هم پیوستن فکری و فرهنگی تمام مردم جهان در هر کجا که هستند می داند. او می نویسد:
«
سودمندترین درسی که فرهنگ ها به ما می دهند این است که برای حفظ فرهنگ و پویایی آن، نیازی به دیوانسالاران و کمیسرها، یا محبوس کردن فرهنگ پشت میله های آهنین یا منزوی کردن آن در گمرک نیست، بلکه این گونه تلاش ها تنها مایه ی پژمردگی و بی مایگی فرهنگ می شود. فرهنگ باید آزاد زندگی کند و همواره در رقابت با فرهنگ های دیگر باشد. این رقابت فرهنگ را نوسازی می کند و جانی تازه در آن می دمد و به آن امکان می دهد تا تحول پذیرد و خود را با جریان مداوم زندگی سازگار کند...» (ص:50)

«آمریکای لاتین: افسانه و واقعیت»، مقاله ی آخر در این کتاب است که به تمدن های پیش کلمبی و بالاخص تمدن اینکا پرداخته است. یوسا که در طرح تاریخ عمومی پرو دستیار رائول پوراس بارنچئا، که او را بهترین معلم در عمر خویش می داند، می شود، به مدت چهار سال به خواندن وقایع نامه ها و یادداشت برداری از مضلمین آن ها و پرداختن به اساطیر و افسانه های موجود پیش از فتح و کشف پرو توسط اسپانیایی ها و پس از آن مشغول می شود. این مقاله با اشاره به این کار تحقیقاتی و نتایج آن، دیدگاه بارگاس یوسا را درباره ی تاریخ پرو و ادبیات تمدن های پیش کلمب برای ما روشن می سازد؛
«
آن سرخپوستانی که در آن بعداز ظهر غمبار در میدان کاخامارکا خود را به دم خنجر سپردند یا تکه تکه شان به هوا پرتاب شد، توان آن نداشتند که خود تصمیم بگیرند، خواه با رخصت سردمداران و خواه علیه آنان؛ و قادر نبودند که به ابتکار خود و کم و بیش مستقل، بنابر اوضاع و احوال متغیر دست به عمل بزنند. آن صد و هشتاد اسپانیایی که سرخپوستان را به دام انداخته و تیغ در ایشان نهاده بودند،این توانایی را داشتند. این تفاوت، بیش از تفاوت در شمار و در سلاح، نابرابری عظیم میان این دو تمدن را پدید می آورد. در آن جامعه ی هرمگون و دین سالار، فرد اهمیتی نداشت و هستی اش به حساب نمی آمد، جامعه ای که دستاوردهایش هماره جمعی و محروم از نام بود...» (ص:68)


 نوشته:
مرضیه جعفری

پیوند مرجع: انسان شناسی و فرهنگ

برگزیده به دست لیلا شهریاری

درون مایه ی لالایی های فارسی و عربی

سلام!
شنبه ها و مقاله ها برا ی شما.
امروز باز هم ادبیات تطبیقی و این بار از دانشگاه شیراز.


بررسی تطبیقی ساختار و درون مایه ی لالایی های فارسی و عربی

نویسندگان : حسین کیانی* ؛ سعیده حسن شاهی

چکيده:

لالايي ها نخستين پيمان آهنگين و شاعرانه ميان مادر و كودك است كه طيف هاي گوناگون از آرزوها، گلايه ها، و نيايش هاي مادرانه را درخود دارد و سينه به سينه از نسل هاي گذشته به امروز رسيده است. با وجود گذشت زمان اين نوع ادبي تازگي خود را حفظ كرده، به گونه اي كه هيچ نوع ادبي ديگر نتوانسته جايگزين آن شود. ويژگي ديگر لالايي اين است كه در همه ي ادبيات ها يافت مي شود و مخصوص ادبيات كشوري خاص نيست، از آن جا كه ادبيات تطبيقي ميداني گسترده براي كشف روابط پنهان ميان ادبيات ملل گوناگون است؛ اين مقاله برآن است تا لالايي هاي فارسي و عربي را مورد بررسي تطبيقي قرار دهد و به مهم ترين پيوندهاي ميان لالايي ها در هر دو ادبيات اشاره كند. پژوهش صورت گرفته نشان مي دهد كه ايجاد آرامش با تكرار مداوم ريتم هاي خوشايند واگوكردن آرزوها و دردها و رنج هاي مادران، زبان آموزي، اجتماعي كردن كودك و آموزش مفاهيم ارزشي جامعه، از مهم ترين عناصر پيوند بين لالايي ها در ادبيات فارسي و عربي است، هم چنين در هر دوي اين لالايي ها اثر طبيعت به خوبي آشكار است و طبيعت متمايز اين دو سرزمين رنگ و بوي متفاوتي به اين ترانه ها بخشيده و نيز باور هاي ديني مشترك پيوندي ناگسستني ميان آن ها ايجاد كرده است.


مطالعه ی آنلاین

دانلود

پیوند مرجع: مطالعات ادبیات کودک

برگزیده به دست: لیلا شهریاری

معرفی کتاب از شرمن الکسی




مروری بر «خاطرات صد در صد واقعی یک سرخ‌پوست پاره‌وقت» و «هنر ناپیدایی»



نام کتاب: خاطرات صد در صد واقعی یک سرخ‌پوست پاره‌وقت

نویسنده: شرمن الکسی

 مترجم: رضی هیرمندی

 ناشر: افق

چاپ اول، ۱۳۹۲

 یک نویســـنده سرخ‌پوست. یک رمان سرخ‌پوستی: شرمن الکسی، نویسنده، شاعر، فیلمنامه‌نویس، کارگردان و کمدین امریکایی، متولد ۱۹۶۶ در ایالت واشنگتن. اینها در وهله نخست، به ظاهر جذاب به نظر می‌آیند، اما شرمن الکسی تنها از زاویه قومی و نژادی‌اش نیست که به عنوان یک نویسنده حرفه‌یی مطرح شده، بل ویژ‌گی‌های خاص و منحصر به فرد او در نوع روایت‌پردازی، اجرای بیانی و زبانی و شگردهای خاص او در روایت قصه است که او را به عنوان پدیده ‌تازه‌یی در ادبیات امریکا و ادبیات جهان معرفی کرده، به طوری‌که طی سال‌های اخیر بسیاری از جوایز ملی امریکا را از آن خود کرده است. از جمله: جایزه کتاب ملی امریکا برای کتاب «خاطرات صد‌درصد واقعی یک سرخ‌پوست پاره‌وقت»، جایزه پن فاکنر برای «رقص‌های جنگ» و… جونیور، کاریکاتوریست نوجوان در اقامتگاه سرخ‌پوستان زندگی می‌کند. او با گرفتاری‌های جور واجور جسمی به دنیا آمده. اطرافیانش – جز دوست یکدل و یکرنگ او- مرتب آزارش می‌دهند. جونیور به قصد آموزش بهتر، اقامتگاهش را ترک می‌کند و به مدرسه‌یی تمام‌سفیدپوست در شهرک مجاور می‌رود. قوم و قبیله‌اش به او که نخواسته همرنگ جماعت باشد، لقب خائن می‌دهند و دردسری تازه شروع می‌شود: «وقتی به دنیا آمدم، توی مغزم آب بود. دقیق‌ترش را بخواهید، نه، آب نبود. راستش به دنیا که آمدم مایع نخاعی داخل جمجمه‌ام بیش از اندازه بود. اما مایع نخاعی مغز اصطلاح شیک دکترها برای روغن داخل مغز است. روغن مغز توی لوب‌ها همان کاری را می‌کند که روغن ماشین توی موتور. یعنی باعث می‌شود قطعه‌ها نرم و روان کار کنند. اما وضع من وارونه بود…» این آغاز رمان خاطرات صددرصد واقعی یک سرخ‌پوست پاره‌وقت است. از همین آغاز، شرمن الکسی ما را با دنیای متفاوتی از روایت و قصه و زبان روبه‌رو می‌کند. به‌طوری که او زندگی واقعی‌اش را در این رمان دستمایه قرار داده و جهانی شگفت و تامل‌برانگیز آفریده که با طنزی یگانه، خوانندگان سنین مختلف را به گریه و خنده می‌اندازد. هیچ‌کس در رمان او از شوخی‌ها و نیش و کنایه او دور نمی‌ماند: نه خودش، نه قوم و قبیله‌اش و نه… راوی اول‌ شخص‌ قصه‌اش.

پیوند مرجع: مد و مه

بررسی تطبیقی شعر شاملو و الیوت

 

بررسی تطبیقی ﺷﻌﺮ و اﻧﺪﻳﺸه ﺗﻲ.اس.اﻟﻴﻮت و اﺣﻤﺪ ﺷﺎﻣﻠﻮ ﺑﺮ اﺳﺎس ﻣﺆﻟﻔﻪ ﻫﺎي ﻣﺪرﻧﻴﺘﻪ

دﻛﺘﺮ ﺣﺴﻦ اﻛﺒﺮي ﺑﻴﺮق و نرگس سنایی از دانشگاه سمنان

نمایش آنلاین
دریافت فایل PDF

 

چکیده مقاله

ادبیات تطبیقی از مهم‌ترین گونه‌های ادبی است که ما را در یافتن وجوه مشترک اندیشه‌های بزرگان جهان- که از نظر زمانی و مکانی از یکدیگر فاصله دارند- یاری می‌رساند و به نقاط وحدت اندیشه ی بشری پی می­ برد که چگونه اندیشه ­ای در نقطه­ ای از جهان توسط اندیشمندی، ادیبی و یا شاعری مطرح می‌شود و در نقطة دیگر همان اندیشه به‌گونه­ ای دیگر مجال بروز می ­یابد.
مقالة حاضر نگاهی است تطبیقی به شعر، اندیشه، زمینه و زمانة دو شاعر بلندآوازه از دو فرهنگ و تمدن متفاوت: تی. اس. الیوت (1888- 1965م) انگلیسی و احمد ‌شاملو (1305-1379ش) ایرانی. زمانة زندگی این دو شاعر از دیدگاه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی همسانی‌هایی داشته که در نهایت، به تولید آثار و اندیشه‌های مشابهی منجر شده است. شاملو در ایران به‌عنوان شاعری اجتماعی شناخته شده‌ که مانند الیوت در برهه‌ای حساس و پرآشوب زیسته ‌است. الیوت تحت‌تأثیر جنگ جهانی و دوران مدرنیسم بوده و شاعر ایرانی هم کودتای 28 مرداد و جنگ جهانی دوم و دوران گذار از جامعة سنتی به مدرن را تجربه کرده است.
در این مقاله، ابتدا مختصری دربارة واژة مدرن و مدرنیته در اروپا و ایران بحث می­شود، سپس با بهره­ گیری از شیوة نقد تطبیقی و با تکیه بر مؤلفه‌های مدرنیته و مدرنیسم ادبی، بین مضامین مشترک در آثار الیوت و شاملو مقایسه‌ای صورت می‌گیرد. همانندی‌های زیادی بین شاملو و الیوت برای مطالعة تطبیقی می‌توان یافت و با توجه به همسانی­ های فراوان ذهنی و زبانی بین دو شاعر و با عنایت به همانندی­های بسیار در تجربه­ های زیستة مشترک بین ایشان، می­ توان نتیجه گرفت شرایط زیستی مشابه همواره می­ تواند آثار ادبی همگونی پدید آورد.

آثار باستانی!

دو تا کفتر
نشسته ‏اند روى شاخه ی سدر کهنسالى..

«مهدى اخوان ثالث»




من و « زیور »
- که باشد بنده را همخانه و همسر -
نشسته ایم توی خانه ی زیبای باحالی
و دیگ « آش جو » مان بر سر بار است
و ما را استکانی چای در کار است
غم و رنج و عذاب و غصه در این خانه متروک است
خلاصه، لُبّ مطلب، از قضا، آن سان که می بینی،
حسابی کیفمان کوک است !
اگر زیور به من گوید که: « ملا جان ! »
جوابش می دهم با مهربانی : « جان ملا جان !
من از تو نگسلم تا هست جانی در بدن، پیوند
به جان هشت سر فرزندمان سوگند… ! »

***

- بیا نزدیک، ملاّ جان !
ز پشت پنجره، بنگر خیابان را
بفرما کیست این مردی که می آید ؟
- کدامین مرد، زیور جان ؟ !
- همان مردی که رنگ مرکبش زرد است
همان مردی که شاد و خرم و مسرور
برامان دست می جنباند از آن دور… !
- بلی می بینمش، اما نمی دانم که نامش چیست.
گمان دارم که او بی توش مردی، راه گم کرده است
و شاید باد دیشب، جانب این سمتش آورده است !
- ببین ملا ! عجب خوشحال و شنگول است !
و خورجینش از این جایی که می بینم پر از پول است
گمانم بخت گم گردیده ی ما باشد این موجود فرخ فال
به قول یقنعلی بقال:
« بر آمد عاقبت خورشید اقبال از پس دیفال ! »
- عیال نازنینم، اندکی خاموش
همای بخت و اقبال تو، دارد می تکاند پاچه هایش را !
و دارد می نماید سینه اش را صاف
بیا بشنو، ببین دارد چه می گوید:

***

- هلا ای شهروندانی که بی تزویر و بی ترفند
شکفته روی لب هاتان ز شادی، غنچه ی لبخند
منم، من، شهرداری مرد گلدان مند
منم مرد عوارض گیر خود یاری ستاننده
منم، من، خانه های بی مجوز را، بنا، از بیخ و بن کنده !
منم بیچارگان را درد بی درمان !
منم چونین… منم چونان… !

***

دو روزی رفته از آن روز …

***

من و زیور
نشسته ایم، زیر سایه ی کاج کهنسالی !
و آنک بچه هامان نیز
به بازی، داخل ویرانه های خانه مشغولند
ومن قدری بد احوالم
دلم آن سان که می بینی، دچار رنج و بی صبری است
و چشمانم، کمی تا قسمتی ابری است !
دگر زیور نمی گوید که : « ملا جان ! »
و من دیگر نمی گویم: « بفرما، جان ملا جان ! »
چرا؟ چون خانه مان یاد آور ویرانه های « آتن » و « بلخ » است
و ما اوقاتمان تلخ است !


شاعر: ابوالفضل زرویی نصر آبادمنبع: aztanz.ir
انتخاب: لیلا شهریاری

اگر صیاد بودم

 

اگر صیاد بودم

به آهو یک فرصت می دادم

دو فرصت

سه

ده فرصت

تا به خواب رود...

و به سهم خود از آهو بسنده می کردم:

آرامش روحم در زیر خواب آمدن هایش.

 

می توانم

اما می گذرم

زلال

چون آب چشمه ای که از کنار لانه اش می گذرد.

اگر صیاد بودم

برادر می شدم با آهو...

«خواهر بی نوای من

از تفنگ نترس»

و هر دو در پناهی امن گوش می سپردیم

به زوزه‌ی گرگ که می آید!

 

 

شاعر: محمود درویش

برگرفته از: کتاب رد پروانه، ترجمه مريم حيدري، انتشارات چشمه

به انتخاب: لیلا شهریاری

برای مطالعه بیشتر:

مقدمه ای بر شعر محمود درویش

از یک انسان

یکشنبه ی آبی

متن عربی شعر در ادامه...
ادامه نوشته